مؤلف مجهول

62

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

كزو افسر خسروى سربلند * كزو پايهء تخت شد ارجمند درين باغ هر شاخ كو سر كشيد * سرش زد به شمشير و بيخش بريد چون فيض فضل الهى و كرم نامتناهى اختر اقبال جناب امير كامياب عالى جناب از افق رحمت ذو الجلال طالع و لامع شد ، سلاطين زمان و خواقين دوران ، غاشيهء اطاعت او بر دوش فرمانبردارى كشيدند و گردنكشان جهان سر انقياد از گريبان موافقت او بيرون آورده ، سر مويى از حكم جهان مطاع او انحراف نورزيدند و سركشان ولايت ماوراء النهر به تيغ قهرش از پا درافتادند و مفسدان مملكت تركستان از دستبرد سياستش نگونسار گرديدند و سحاب عدل شامل او باران رأفت بر مفارق مظلومان ستم‌كشيده باريدن گرفت و كف دريا نوالش تخم رعاياپرورى در مزرعهء ضمير ساكنان بلاد و امصار اين ديار افشاندن آغاز نهاد . رونده و آينده را از شرّ اشرار و از نهيب قطّاع الطريق نابكار ، صيانت اموال حاصل گرديد و معمار همتش خلايق را به آبادى ويرانه‌ها امر مىفرمود و سركاران دولت را به آراستن و احداث كردن باغات متنوعة الاشجار ميوه‌دار دلالت مىنمود . لاجرم لازم آمد كه مقدمه‌اى چند از آغاز انجام ترفّع و اقتدار از آن شهريار عالىتبار نيكو كردار مسطور رقم بيان گردد . بناء عليه اين ذرهء بىمقدار و خاكسار بىاعتبار مانند قلم سر بر خط قدر نهاده و اميد از كرم عميم بىمنتها نموده ، غوّاص‌وار در بحر تفكر فرو رفته ، خزف پاره‌اى چند فراهم آورده ، بر ساحل ظهور رسانيده ، اين مجموعه را « ظفرنامهء خسروى » نام نهاده شد . و اللّه الهادى الى سبيل الرّشاد .